|
یاحق کمک
دوشنبه 1386/06/05 10:35 AM
به نام خداي روي زمين وآسمان كه در قلب من جادارد خداوندا آينه دل رابه نوراخلاص روشني بخش وزنگار شرك ودوبيني را ازلوح دل پاك گردان وشاهراه سعادت ونجات رابه اين بيچاره بيابان حيرت وضلالت بنماومارابه اخلاق كريمانه متخلق فرماوازنفحات وجلوههاي خاص خودكه مختص ائليا درگاهت است مارانصيبي ده ولشكرشيطان وجهل راازمملكت قلوب ماخارج فرماوجنودعلم حكمت ورحمان رابه جاي آنهاجايگزين كن وماراباحب خود وخاصان درگاهت ازاين سراي درگذران ودروقت مرگ وبعداز آن بامابارحمت خودرفتارفرماوعاقبت كارماباسعادت قرين كن به حق محمدوالطاهرين من از اين دنيا فاني يك چيز مي خواهم آنهم رسيدن به عالم باطن كه همش عشق است وعشق كه همش از آن توست اي عشق فراموش نشدنيي آدم بداند چه دره گران بهاي در كنارش هست وآن را نبيند مثل اينكه خدامستقيم ورودر رو بامن صحبت كند ودركنارم باشد ومن آن رانبينم يا ((محمد))دلم اسير عشق است واز شماياري مي خواهم كه مرا ياري كني واز دست شيطان نجات دهي به اميد رسيدن به تو خداي من ديوانه بار دوستت دارم ((ياعلي)) به ما درس وفای یاردادند نشانی زان گل بی خار دادند مرادرحلقه رندان نشاندند خبر زان طره طرار دادند چو كوري مراديدند ازلطف ببردندودلي بيدار دادند سلامت را زجان ما گرفتند به آخر دلي بيماردادند به هر منزل كه ماگشتيم محرم دوصدعالمبه مااسراردادند تمام هستي از چشمم ربودند شعرازعارف وعاشق حق((حجت الااسلام والمسلمین سیدمحمدکهنگی))
حرف دل
جمعه 1386/05/26 11:50 PM
وای خدا دارم می ترکم تو بگو چه کار کنم
الهي ، روزم را جون شبم روحاني گردان و شبم را چون روز نوراني . ((ياحق)) hafez2_a ......ايميل به گفتي............مامحکومیم به دل شکستن نه دل سپردن
گفتگو
پنجشنبه 1386/05/25 1:28 AM
تو گفتی: « رویش تقدیر در حادثه ی عشق ما گم شده است.» من گفتم:« به احترام این حادثه من می میرم.» او گفت:« رویش تقدیر، همیشه پُر از شکوفه نیست.» تو گفتی:« عشق من سفیر مهربانی برای دل توست.» من گفتم:« بگذار من سفیر وفا داری برای قلب تو باشم!» او گفت:« مهربانی،بهایش وفاداری نیست.» تو گفتی:«مهتاب برایم تصویری از چشمانِ توست.» من گفتم:« ستاره های عشقم را به طواف ماه می فرستم.» او گفت:« مهتاب، همیشه در نگاه آدمی زیبانیست.» توگفتی:« بی تو بودن برایم مرگ تدریجی ست.» من گفتم:« تا ابد قلبم را به تو می سپارم.» او گفت:«قلبت را به بهانه یی کوچک به دلی مسپار!» تو گفتی:«دستانت را به من بسپارتا بودنت را حس کنم!» من گفتم:« من همه هستی ام،غرورم،را به تو می بخشم.» او گفت:«مگذار کوه غرورت خُرد شود.» تو گفتی:«نگاهت منتهای خواسته ی من در زندگی ست.» من گفتم:« تو جان بخواه،من فدایت می کنم!» او گفت:« دل به حادثه ی کوچک مسپار!» تو گفتی:«جاده ی عشق من وتو پایانی ندارد.» من گفتم:«بگذار تو را به جزیره ی دلم ببرم!» او گفت:«دلت تاب این...،با خود چنین مکن!» تو گفتی:«کویر سینه ام با وجود تو جنگل رویاست.» من گفتم :«تو رویای ناتمام من را تمام کردی.» او گفت:«رویاهایت را به نام او مکن!» توگفتی:«پلک خیس پنجره ها،شاهد عشق من است.» من گفتم:« باران،شاهد عشق من است.» اوگفت:«با این بهانه بارانی مشو!» تو گفتی:«قسم بخور دلت همیشه مال من است!» من گفتم:«قسم می خورم به تو!» او گفت:«عهد مکن!شایداین جاده پایان داشته باشد!» توگفتی:«هرگز برای سفر عهد مکن!» من گفتم:«شعرسفر را از یاد برده ام.» اوگفت:«این بهانه را به یاد داشته باش!»
وت ت. من گفتم:«ولی من عهد کردم هرگز مسافر نشوم.» اوگفت:«این ابتدای دردهایت است.» توگفتی:«فقط برایم دعا کن ودل به فردا بسپار!» من گفتم:«بی تو نمی توانم،بی تو می میرم!» او گفت:«اسیر این جفا مشو!» توگفتی:«برای پشیمانی ام دعامکن!» من گفتم:«یک دریا اشک پشت سرت می ریزم.» او گفت:«بی راهه های آن حادثه اسیرت کرد،یک دنیا اشک مریز،اولیاقت ندارد.» تو رفتی ومن گفتم:«دلم منتظرمی ماند.» او گفت:«قدم دراین جاده پُر درد مگذار!»
صدایش پُراز صلابت بود.
خوب اندیشیدم...
گویی که همیشه همراهم بود
ومن صدایش را نمی شنیدم
آه...!
رمز موفقیت وخوشبختی
چهارشنبه 1386/05/24 3:7 PM
بنام عاشق ومعشوق که هست دنیا ازهست آنهاست یکسری مطالب جم آوری کردم دلم نیامد که آنها رو ننویسم این مطالب در زدگی وکار خیلی موفید هست چون دیدم کسانی که از این روشها استفاده کردن وموفق شدن من خودم آنهارو تجربه کردم اگر دوست داشتید شما هم اینهاروبادقت بخوانید وآن را تمرین کنید ۱ ـ باخود رویای بزرگی داشته باشید. تنهااندیشه دررویاهای بزرگ میتوانند روح انسانها رو به حرکت وادارد وبرای رسیدن بهآن رویا باید آنها رو بنویسید وهرروز آنهارو نگاه کنی ویک سری سوال از خودتن بپرسید .مثلاّخودتان رو به پنج سال آینده ببرید.حالاتصور کنیدپنج سال گذشتهوزندگی تان ازهر لحاظ کامل است حلا زندگی تان چگونه است؟شغلتان چیست؟چقدر درآمد دارید؟چقدردرحساب بانکی شما پول وجود دارد؟سبک زندگی تان چگونه است؟ ۲ـکسی که هدفش واضح است در سخت ترین شرایط هم به راه خود ادامه میدهدولی فردی که هدف مشخصی نداشته باشد درهموارترین راه ها نیز پیشرفت نمی کند.شاید بزرگترین کشف تاریخ بشر این باشد که((شما همان خواهیدشد که بیشتر اوقات درباره اش فکر می کنید.)) ۳ـاین جمله رو باخودتون در روز تکرار کنید((من برافکاروسرنوشت خود تسلط دارم)) خودتون رو خویش فرمای خود در نظر بگیرید.به جای اینکه منتظر باشید رخدادهایی اتفاق بیفتد شماخود باعثرخدادهاباشید.بایستی خودتان را ریسزندگی تان ببینید.آنچه راکه انجامش رادوست دارید.انجام دهید هرزمان کاری روانجام بدهید که حتماآن رادوست دارید آنگاه ددیگر فکر نمی کنید که مشغول به کار هستید. ۴ـطرزفکرتان رابه سمت سخت کوشی توسعه دهید.وبه خود بگوید هرچقدر زیاد تر کار کنم بیشتر موفق می شوم نظر یادتون نره اون عکس پوتین هم همن طور
نشد
چهارشنبه 1386/05/24 2:24 AM
بنام دوستدارعاشق ومعشوق
دوستان خوب و عاشق سلام يك سري مطلب كه از يك كتاب روانشناسي دارم ميخونم كه امدم اون رو بنويسم چار-پنج بار تكرار كردم وپاك ميشد نميدونم چرا نشدفكركنم چون تمركز نداشتم وسرم هم يك كم درد ميكنه به خاطر اين گفتم كه صبح اونو مينويسم حتمابادقت مطالعه كنيد!!! شايد كمك بزرگي به شما بكنه چون خودم آنهارو استفاده كردم وخيلي هاي ديگر هم استفاده كردن وموفق شدن ((ياعلي))
عشق من
جمعه 1386/05/12 2:16 PM
پروردگارا
خودراتقدیم تومیدارم.بامن کن وازمن سازآنچه خوداراده کنی ازاسارت نفس رهایم کن تاانجام اراده ات رابهترتوانم مشکلاتم رابگیر تاپیروزی برآنهاشاهدی باشد. برای کسانی که با قدرت تو.عشق تو.و راه تویاریشان خواهم داد. باشد که همیشه براراده توگردن نهم. ((آمین))
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
عشق واقعی کجاست
سه شنبه 1386/05/09 3:17 PM
آی خدا تو چرا؟؟
آنقدرقریب و بی کسی. روی زمین مست ولای توام در شب کوچک من ، افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهری ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟؟؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهء باریدن را گوئی منتظرندلحظه ای و پس از آن، هیچ. پشت این پنجره شب دارد می لرزد و زمین دارد باز می ماند از چرخش پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و تست ای سراپایت سبز دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار و لبانت را چون حسی گرم از هستی به نوازش لبهای عاشق من بسپار باد ما با خود خواهد برد باد ما با خود خواهد برد
عصرارتباطات
یکشنبه 1386/05/07 1:56 AM
این عکس را معنی کنید؟؟؟؟؟
از خود بپرسیدخدامرا برای چه خلق کرد؟؟؟ یک بحث طولانی است که هر وقت آن راتکمیل کردم مینویسم ولی دوست دارم شما هم کمک کنید.((یاعلی))
دیوانه علی(ع)
جمعه 1386/05/05 11:29 PM
|
|